سرویس رادیات بخاری کامیونت و اصول آببندی شیلنگها 
کامیونهای مدرن اروپایی مثل ولوو FH500 یا اسکانیا سری S، شاهکارهای مهندسی هستند که دقت بالای موتور و ساخت آنها زبانزد است. این ماشینهای سنگین با استانداردهای سختگیرانه یورو ۶ ساخته میشوند تا کمترین آلایندگی و بالاترین راندمان را داشته باشند. اما ورود این تکنولوژیهای حساس به جادههای ایران، آنها را با چالشی بزرگ به نام سوخت غیراستاندارد مواجه میکند.
در واقع، تضاد عمیقی میان موتورهای پیشرفتهای که با دقت نانومتری کار میکنند و گازوئیلی که دههها از استانداردهای جهانی عقب است، وجود دارد. این ناهماهنگی باعث شده تا قلب تپنده این کامیون ها در همان ماههای اول کارکرد، دچار افت توان و بیماریهای مزمن شود. در این مطلب به بررسی این موضوع میپردازیم که گازوئیل بیکیفیت داخلی دقیقا چه بلایی بر سر این خودروها میآورد.
تحلیل گازوئیل ایرانی؛ چه چیزی در باک میریزیم؟
تفاوت اصلی گازوئیل ایران با استاندارد یورو ۶ اروپا در میزان گوگرد (Sulfur) است؛ در حالی که استاندارد جهانی عددی زیر ۱۰ پیپیام (PPM) را الزامی میداند، گازوئیل موسوم به یورو ۴ که در کلان شهرهای ایران در دسترس است، بهطور متوسط بین ۵۰ تا ۲۵۰ پیپیام گوگرد دارد.
فاجعه اصلی اما در جادههای برون شهری و جایگاههایی رخ میدهد که به این گازوئیل دسترسی ندارند، در این جایگاهها میزان گوگرد سوخت به عدد عجیب و غریب ۷۰۰۰ تا ۱۵۰۰۰ پیپیام میرسد.
این یعنی سوخت مصرفی کامیون در ایران، گاهی ۱۵۰۰ برابر آلودهتر و مخربتر از استانداردی است که موتور کامیونهای اروپایی برای آن طراحی شدهاند، این موضوع باعث میشود سوخت ایرانی بهطور مستقیم به جنگ سیستمهای کاتالیست این ماشینها برود و آنها را نابود کند.
علاوه بر گوگرد، شاخص عدد سِتان که نشان دهنده کیفیت احتراق است، در سوخت استاندارد باید بالای ۵۱ باشد، اما در ایران این عدد اغلب در محدوده ۴۰ تا ۴۸ نوسان میکند. پایین بودن این عدد باعث احتراق ناقص، ضربه زدن موتور یا همان ناک و افزایش تجمع رسوبات کربنی در محفظه احتراق میشود، موضوعی که عمر قطعات موتور را به شدت کاهش میدهد.
همچنین وجود ناخالصیهایی مثل آب که استاندارد آن باید زیر ۲۰۰ میلیگرم در کیلوگرم باشد، در سوخت ایران به دلیل فرسودگی زنجیره توزیع به شدت بالاتر است. این رطوبت در کنار چگالی غیراستاندارد سوخت (بالای ۸۶۰ کیلوگرم بر متر مکعب)، قاتل خاموش سوزنهای انژکتور کامیونهای اروپایی است.

با مصرف گازوئیل ایران چه بلایی بر سر کامیونهای اروپایی میآید؟
اگر هنوز هم عمق فاجعه را درک نکردهاید، بگذارید سادهتر این مسئله را بیان کنیم. استفاده از گازوئیل بیکیفیت ایران، روی تقریبا تمام سیستمهای موتور، احتراق، پالایش و پسپالایش کامیونهای اروپایی تاثیر میگذارد، در ادامه دقیقتر آنها را بررسی میکنیم:
انسداد سیستم DPF و حذف اجباری آن
فیلتر ذرات دیزل (DPF) در کامیونهای یورو ۵ و ۶، وظیفه به دام انداختن ذرات میکرونی دوده را دارد تا دود خروجی از اگزوز در محدوده آلودگی استاندارد باقی بماند. اما گازوئیل پر از گوگرد ایران، دودهای غلیظ و چسبناک تولید میکند که ده برابر سریعتر از حد استاندارد، منافذ ریز این فیلتر گران قیمت را مسدود کرده و آن را از کار میاندازد.
وقتی فیلتر پر میشود، سیستم خودرو سعی میکند با بالا بردن دما (Regeneration) دوده را بسوزاند، اما حجم آلودگی سوخت ایران به قدری بالاست که این فرایند شکست میخورد. در نهایت راننده ناچار میشود برای جلوگیری از توقف کامل کامیون، این قطعه چندین میلیون تومانی را با از طریق نرمافزاری حذف کند که این مورد خود باعث ایجاد هزینههای گزاف در آینده میشود.
نابودی زود هنگام سوزنهای انژکتور
سوزن انژکتور در موتورهای نسل جدید (Common Rail)، سوخت را با فشاری بالا و از طریق سوراخهایی به ظرافت تار مو به داخل سیلندر تزریق میکند. وجود ذرات میکرونی و آب در سوخت ایران، مانند یک سمباده عمل کرده و لبههای این سوزنها را دچار خوردگی و تغییر شکل میکند.
این آسیب باعث میشود پاشش سوخت به جای حالت مهپاش، به صورت قطرهای انجام شود که نتیجه آن احتراق ناقص، افزایش دمای محفظه احتراق و ذوب شدن لبه پیستون ها است. نکته حیاتی اینجاست که هزینه تعویض یک دست کامل انژکتور اصلی برای یک کامیون اروپایی، گاهی با درآمد چندین ماه راننده برابری میکند.

از بین رفتن روان کاری و اسیدی شدن روغن
یکی از اثرات پنهان و مخرب گوگرد بالا در سوخت کامیون، نفوذ گازهای حاصل از احتراق به کارتر و ترکیب آنها با روغن موتور است. گوگرد در مجاورت رطوبت تبدیل به اسید سولفوریک شده و خاصیت قلیایی (TBN) روغن را به سرعت از بین میبرد که نتیجهاش از دست رفتن خاصیت روانکاری روغن در پیمایشهای بسیار پایین است.
روغن اسیدی به جای محافظت، شروع به خوردن یاتاقانها، میللنگ و میلسوپاپ میکند و عمر مفید موتور را از ۲۰ سال به کمتر از ۵ سال کاهش میدهد. رانندگانی که با سوخت ایران کار میکنند، مجبورند فواصل تعویض روغن را به نصف کاهش دهند که این خود یک هزینه کمرشکن و دیگر است.
اختلال در سیستم AdBlue و سنسورهای NOx
کامیونهای اروپایی برای کاهش اکسیدهای نیتروژن، به سیستم پاشش ادبلو (AdBlue) وابستهاند که سنسورهای بسیار حساسی در مسیر اگزوز دارد. دوده غلیظ حاصل از گازوئیل بیکیفیت، روی چشمی این سنسورها را میپوشاند و باعث ارسال اطلاعات غلط به کامپیوتر مرکزی خودرو میشود.
وقتی سنسورها سیگنال خطا بفرستند، کامیون وارد حالت محدودیت قدرت یا همان Limp Mode میشود و سرعت آن به طرز محسوسی کاهش مییابد. در این حالت، راننده یا باید مدام درگیر تعمیرگاه برای شستشوی سنسورها باشد و یا مبالغ هنگفتی را صرف تعویض قطعات الکترونیکی حساس سیستم پایش آلایندگی کند.

چرا کیفیت گازوئیل ایران پایین است؟
بسیاری از پالایشگاههای فعال در ایران متعلق به چندین دهه پیش هستند و تکنولوژی لازم برای حذف کامل گوگرد را در اختیار ندارند. نوسازی این واحدهای عظیم صنعتی نیازمند سرمایهگذاریهای کلان و دسترسی به دانش فنی روز دنیاست که به دلیل تحریمها فعلا امکان آن وجود ندارد، یا اگر دارد سرعت آن بسیار پایین است. به همین دلیل خروجی نهایی این پالایشگاهها، با نیاز موتورهای پیشرفته امروزی همخوانی و سازگاری لازم را ندارد.
مشکل دیگر به زنجیره توزیع و تانکرهای انتقال سوخت برمیگردد که اغلب فرسوده بوده و باعث ورود آلودگیهای ثانویه میشوند. مخازن ذخیرهسازی در جایگاهها نیز به دلیل عدم شستشوی دورهای، محل تجمع لجن و رطوبتی هستند که مستقیما وارد باک کامیون میشوند. این عدم نظارت در پروسه انتقال، حتی سوخت باکیفیت نسبی را هم در مرحله نهایی با آلودگیهای محیطی همراه میکند.
پیامدهای اقتصادی و محیطزیستی گازوئیل بیکیفیت ایران
خرابیهای پیاپی قطعات، نه تنها هزینه تعمیرات را بالا میبرد، بلکه باعث خواب ماشین و ضرر سنگین به معیشت رانندگان میشود. قطعات یدکی کامیونهای اروپایی با قیمت روز محاسبه میشوند و تعویض زود هنگام آنها به دلیل سوخت بیکیفیت، توجیه اقتصادی فعالیت را از بین میبرد. بسیاری از مالگان و رانندگان کامیونها و کشنده های اروپایی مجبورند بخش بزرگی از درآمد خود را صرف پیشگیری از آسیبهای گازوئیل بیکیفیت کنند.
از منظر محیط زیستی نیز، از کار افتادن سیستمهای کاتالیست و AdBlue باعث میشود تا آلایندگی این کامیونها چندین برابر حد مجاز شود. کامیونی که با استاندارد یورو ۶ خریداری شده تا دوستدار طبیعت باشد، در جادههای ما به دلیل سوخت بد، به اندازه ماشینهای دو سه دهه پیش دود و آلایندگی تولید میکند. این وضعیت، تمام تلاشها برای کاهش کربن و حفظ سلامت هوای کلان شهرها را در کشور ما خنثی میکند.

جمعبندی؛ راه حل چیست؟
در شرایط فعلی، رانندگان چارهای جز استفاده از مکملهای معتبر سوخت و نصب فیلترهای جداکننده آب (Water Separator) اضافی ندارند. این راهکارها اگرچه هزینهبر هستند، اما مانند یک سپر دفاعی عمل کرده و عمر مفید موتور را در برابر گازوئیل بیکیفیت افزایش میدهند. مراقبت دورهای و تعویض زودتر از موعد فیلترهای سوخت، تنها راه زنده نگه داشتن این تکنولوژیهای حساس در جادههاست.
در نهایت، حل ریشهای این معضل در گرو نوسازی زیرساختهای پالایشگاهی و عرضه سراسری گازوئیل با استاندارد واقعی یورو ۵ و ۶ است. تا آن زمان، تقابل میان تکنولوژی مدرن اروپایی و سوخت سنتی ایرانی همچنان یکی از بزرگترین چالشهای صنعت حملونقل جادهای باقی خواهد ماند. امیدواریم با بهبود کیفیت سوخت، شاهد شکوفایی دوباره ناوگان ترانزیتی و کاهش هزینههای کمرشکن رانندگان زحمتکش باشیم.
نظر شما درباره گازوئیل ایران چیست؟ آیا تجربه کار با این گازوئیل روی خودروهای روز اروپایی را داشتهاید؟ از چالشهایتان برای مدیریت این مشکل بگویید تا ما و سایر همکارانتان نیز از تجربههای شما استفاده کنیم.
این مطلب توسط تیم کارشناسان سایت پایه یک نوشته شده است.
پشت هر مطلب در وبلاگ پایه یک، کار تیمی است؛ خبرنگار میدانی، کارشناس فنی و پژوهشگر محتوا. از مقایسهٔ جزئیات تا راهنمای انتخاب بهترینهای انواع کامیون و کامیونت، راهنمای لوازم و قطعات خودروهای سنگین و... ما به تصمیمهای روزمره سنگین سواران کمک میکنیم. کلیک کنید تا با نویسندگان ما بیشتر آشنا شوید.
در حال حاضر هیچ نظر یا دیدگاهی ثبت نشده است. شما میتوانید اولین نفری باشید که دیدگاه یا نظر خود را برای ما ارسال میکنید.