تاریخچه و بررسی محصولات بهمن دیزل؛ هر آنچه باید درباره این شرکت بدانید 
در پهنه وسیع جادههای ایران، جایی که گردنههای سخت و مسیرهای طولانی عیار واقعی خودروها را اَنگ میزنند، نام ولوو همواره بالاترین و خالصترین عیار را داشته است. برای رانندگان ایرانی، صدای خاص موتورهای این برند سوئدی تنها صدای یک ماشین نیست؛ بلکه نوای اطمینان بخشی است که وعده رسیدن به مقصد در سختترین شرایط آب و هوایی و بدترین مسیرها را میدهد.
در این مقاله از پایه یک، قصد داریم داخل کپسول زمان بنشینیم و سفری هیجانانگیز به دل تاریخ داشته باشیم تا ببینیم این غولهای سوئدی چگونه جادههای کشورمان را فتح کردند. داستان تحول ناوگان حملونقل ایران بدون نام بردن از مدلهای افسانهای ولوو ناقص خواهد بود. این برند توانست با ارائه محصولاتی که ترکیبی از دوام مکانیکی و رفاه راننده بودند، استانداردهای جدیدی را تعریف کند. در ادامه، برگهای تقویم را به عقب ورق میزنیم تا به نقطه شروع این داستان شگفتانگیز برسیم.
سالهای دور؛ ورود شوالیههای سوئدی (دهه ۴۰ و ۵۰ شمسی)
داستان ورود رسمی ولوو به ایران، به اواسط دهه چهل شمسی و تاسیس شرکت «رنا» بازمیگردد؛ شرکتی که پیش از تولد سایپا دیزل، وظیفه عرضه این خودروها را بر عهده داشت. در آن سالها، جادههای ایران در تسخیر ماکهای آمریکایی و بنزهای مایلر بود، اما ورود سری L ولوو که در ایران به دلیل فرم خاص کاپوت و جلو پنجرهاش به «سوسماری» معروف شد، معادلات را تغییر داد.
این کامیون با ظاهری متفاوت و مهندسی خاص سوئدیها، نشان داد که میتوان در عین ظرافت ظاهری، قدرتی مثالزدنی را ارائه داد که حریف جادههای ناهموار و خاکی آن دوران باشد.
مدلهای اولیه که با نامهای تجاری وایکینگ (Viking) و تایتان (Titan) شناخته میشدند، خیلی زود جای خود را در دل رانندگان قدیمی باز کردند. تایتان با موتور توربو دیزل قدرتمند خود، گزینهای مناسب برای کسانی بود که کامیونی قدرتمند برای انواع کاربری را میخواستند.

کیفیت آلیاژ به کار رفته در شاسی و اتاق این مدلها به قدری بالا بود که هنوز هم میتوان بقایای برخی از این مدلهای دهه چهل و پنجاه میلادی را در گاراژهای قدیمی یا به عنوان خودروهای کلکسیونی مشاهده کرد که نشان از جان سختی فوقالعاده محصولات آن دوران دارد.
رقابت در آن سالها بسیار نزدیک و نفسگیر بود؛ ماک با قدرت خالص و بنز با فراوانی قطعات شناخته میشدند، اما ولوو برندی بود که بر روی «کیفیت رانندگی» و «نوآوری» تمرکز داشت. واردات و سپس مونتاژ محدود مدلهای سری N قدیمی (پیش از N10 معروف) توسط رنا، رفته رفته ذائقه بازار ایران را برای پذیرش نسل جدیدی از خودروهای سنگین آماده کرد.
این دوره را میتوان دوران پیریزی اعتماد بازار ایران به سوئدیها دانست؛ اعتمادی که زمینه را برای طوفان بزرگ ولوو در دهههای بعدی و ورود مدلهای افسانهای فراهم کرد.
سلاطین دماغدار؛ عصر طلایی سری N (دهه ۵۰ و ۶۰)
نقطه عطف تاریخ ولوو در ایران، تاسیس شرکت «ایران کاوه» (سایپا دیزل کنونی) بود که رویکرد بازار را از واردات محدود به تولید و مونتاژ گسترده تغییر داد. در این دوران طلایی بود که سری محبوب و جاودانه N متولد شد؛ حرف N در نامگذاری این مدلها مخفف کلمه Normal بود که به طراحی دماغدار و کلاسیک این خودروها اشاره داشت.
خط تولید ایران کاوه با عرضه مدلهای N10 و سپس N12، بازاری را که تشنه یک کامیون قدرتمند، مدرن و در عین حال کم استهلاک بود، سیراب کرد. کیفیت مونتاژ این خودروها در ایران به قدری بالا و دقیق بود که بسیاری از رانندگان قدیمی، نمونههای مونتاژ داخل را همتراز و گاهی سازگارتر از نمونههای وارداتی با اقلیم ایران میدانستند.
مدل N10 با موتور حدود ۱۰ لیتری و برادر بزرگترش N12 با موتور ۱۲ لیتری، هر کدام تعریف جدیدی از قدرت را ارائه کردند. مدل N12 به دلیل حجم موتور بالاتر و گشتاور عظیمش، گزینه اول و ایدئال برای رانندگانی بود که قصد اتصال تریلر های سنگین کفی، چادری یا کمرشکن را داشتند و میخواستند در گردنههای تند و نفسگیر جادههای ایران سربلند باشند.

صدای سوت خاص توربوشارژر این مدلها، هنوز هم برای قدیمیهای جاده موسیقی دلنشینی است که یادآور دورانی است که تکنولوژی سوئدی با صلابت خود، رقیبان سنتی آمریکایی و آلمانی را به چالش میکشید.
اهمیت حضور سری N در ایران تنها به جادههای تجاری و ترانزیت محدود نشد؛ بلکه در دوران سخت جنگ تحمیلی، این خودروها نقشی حیاتی، استراتژیک و فراموش نشدنی ایفا کردند. در شرایطی که جادهها زیر آتش بود و مسیرهای خاکی و ناهموار امان ماشینها را میبرید، این کامیونهای جان سخت وظیفه خطیر جابهجایی ادوات سنگین نظامی، تانکها و تدارکات جبهه را بر دوش کشیدند.
رنگهای خاص و به یادماندنی این مدلها، بهویژه رنگهای زرد، نارنجی و سبز کله غازی که نماد محصولات ایران کاوه بودند، بخشی جدایی ناپذیر از حافظه تصویری حملونقل ایران در آن دههها شدهاند.
حتی امروز با گذشت نیم قرن و ورود تکنولوژیهای دیجیتال، هنوز هم در بسیاری از معادن و پروژههای عمرانی، مدلهای N10 و N12 مثل یک کوه استوار مشغول به کار هستند. سادگی تعمیرات، فراوانی قطعات و مهندسی بینظیر شاسی باعث شده تا این پیرمردهای سوئدی همچنان در بازار خودروهای سنگین ایران ارج و قرب داشته باشند و بازنشستگی برایشان بیمعنا باشد.
انقلاب بیپوزهها؛ ورود سری F (اواخر دهه ۶۰ و دهه ۷۰)
با پایان دهه شصت و تغییر قوانین حملونقل جهانی که محدودیتهای طولی را برای کشنده های جادهای اعمال میکرد، دوران سلطنت کامیونهای دماغدار رو به افول گذاشت. در این مقطع زمانی بود که ولوو با معرفی سری F (مخفف Forward control)، انقلابی را در بازار ایران رقم زد و نسل جدیدی از کشندههای «بیدماغ» را به جادهها فرستاد.
این تغییر طراحی تنها یک مسئله ظاهری نبود، بلکه به رانندگان اجازه میداد تا با اشغال فضای کمتر توسط اتاق، طول بارگیر یا همان تریلر پشت سر خود را افزایش دهند و بهرهوری حملونقل را به طرز چشمگیری بالا ببرند که برای دوران سازندگی کشور حیاتی بود.
ستاره بیچون و چرای این دوران، مدل افسانهای ولوو F12 بود که با لقب «اینترکولر» در میان رانندگان ایرانی شناخته میشد و به نمادی از تکنولوژی برتر آن زمان تبدیل شد. وجود سیستم خنککننده هوای ورودی (Intercooler) باعث شده بود تا راندمان موتور این کامیون به شدت افزایش یابد و قدرتی را ارائه دهد که تا پیش از آن در مدلهای همرده کمتر دیده میشد.

سری F12 با چراغهای مستطیلی و جلو پنجره مشبک خطی، چهرهای جدی و مدرن به خود گرفته بود که خیلی زود توانست جای خالی سری N را پر کند و به انتخاب اول رانندگان ترانزیت تبدیل شود.
یکی از مهمترین ویژگیهای سری F که آن را از رقبای سنتی متمایز میکرد، توجه ویژه به «ارگونومی و رفاه راننده» بود که استانداردهای جدیدی را در ایران تعریف کرد. برخلاف کامیونهای خشک و پرسروصدای قدیمی، کابین F12 محیطی ایزوله، نرم و مجهز به امکاناتی نظیر کولر فابریک و تخت خوابهای راحت بود که خستگی سفرهای طولانی را کاهش میداد.
در زمانی که بسیاری از رانندگان با کامیونهای قدیمی و پر سر و صدا دست و پنجه نرم میکردند، نشستن پشت فرمان یک F12 حکم خلبانی یک هواپیما را داشت و سطح توقعات را برای همیشه در بازار خودروهای سنگین بالا برد.
در کنار مدلهای پرتیراژ F10 و F12، نمیتوان از حضور محدود اما باشکوه مدل F16 در جادههای ایران غافل شد که حکم نیروگاه متحرک را داشت. این غول ۱۶ لیتری با قدرتی خیره کننده، مخصوص حمل بارهای فوق سنگین و بوژیکشها بود و هر جا که ظاهر میشد، با صدای مهیب و ابهت خاصش تمام توجهها را به خود جلب میکرد.
اگرچه تعداد F16ها نسبت به برادران کوچکترش کمتر بود، اما حضورش نشان داد که کمپانی ولوو حتی برای سنگینترین ماموریتها نیز یک کامیون تخصصی و بیرقیب در آستین دارد.
آغاز عصر تکنولوژی؛ ظهور سری FH (دهه ۸۰ شمسی)
با ورود به دهه هشتاد شمسی، صنعت حملونقل ایران شاهد تولد ستارهای بود که قواعد بازی را برای همیشه تغییر داد: ولوو FH. این سری که نامش مخفف عبارت (Front High) بود، با طراحی انقلابی و آیرودینامیک خود، خط بطلانی بر طراحیهای جعبهای و گوشهدار گذشته کشید.
شیب خاص شیشه جلو و خطوط سیال بدنه این کامیون، نه تنها زیبایی بصری خیره کنندهای داشت، بلکه با کاهش مقاومت هوا، مصرف سوخت را به طرز چشمگیری کاهش داد و نشان داد که مهندسی سوئدی وارد فاز جدیدی از بلوغ و هوشمندی شده است.
قلب تپنده این نسل، موتور پیشرفته D12 بود که برای اولین بار پای کامپیوترها و واحدهای کنترل الکترونیکی (ECU) را به صورت جدی به خودروهای سنگین ایران باز کرد. برخلاف مدلهای مکانیکی قدیمی که تعمیراتشان صرفا مکانیکی بود، سرویس و نگهداری FH نیازمند دستگاههای دیاگ و دانش فنی روز بود.
این هوشمندسازی باعث شد تا راننده بتواند کنترل دقیقتری روی عملکرد موتور و گیربکس داشته باشد و این کامیون را به ابزاری دقیق و قابل اعتماد برای مسافتهای طولانی تبدیل کند که خطای انسانی را به حداقل میرساند.

در بازار ایران، نسخه FH12 با اتاقهای سقف بلند معروف به «گلوبتراتر» (Globetrotter)، خیلی زود به نماد پرستیژ و ثروت در جادهها تبدیل شد. فضای داخلی دلباز، امکان ایستادن راحت در کابین و امکانات رفاهی که تا قبل از آن در هیچ محصولی نبود، این کشنده را به خانه دوم رانندگان ترانزیت تبدیل کرده بود که هفتهها در جاده بودند.
اتصال این کشنده لوکس به یک تریلر چادری سه محور و حضور در گمرکات مرزی، تصویری بود که نشان دهنده کلاس کاری بالا و حرفهای بودن راننده محسوب میشد و آرزوی بسیاری از جوانان علاقهمند به این شغل بود. رقابت در این دوران بین ولوو FH و رقیبانی همچون مرسدس بنز آکسور و اسکانیا سری ۴ بسیار داغ بود، اما FH به دلیل نرمی فنربندی و کشش موتور بالاتر، معمولا برنده این نبرد بود.
اوج قدرت و پایان تلخ؛ نسلهای جدید FH و FM (دهه ۹۰)
دهه نود شمسی را میتوان دوران بلوغ کامل و اوجگیری ولوو در بازار ایران دانست. با ورود نسلهای جدید (نسل سوم و چهارم) که با چراغهای عمودی و طراحیهای جسورانه شناخته میشدند، چهره جادههای کشور کاملا دگرگون شد.
ستاره بیرقیب این دوره، مدل ولوو FH500 بود که با بهرهگیری از گیربکس هوشمند «آی-شیفت» (I-Shift)، تجربه رانندگی را از یک کار سخت فیزیکی به یک مدیریت هوشمند تبدیل کرد. این گیربکس اتوماتیک با تعویض دندههای نرم و دقیق، نه تنها استهلاک صفحه کلاچ را حذف کرد، بلکه مصرف سوخت را در بهینهترین حالت ممکن نگه داشت و این کامیون را به محبوبترین کشنده تاریخ معاصر ایران تبدیل کرد.
در کنار کشندههای جادهای، ولوو برای کاربریهای سخت و مسیرهای دشوار نیز بیکار ننشست و سریهای FM و FMX را روانه بازار کرد. مدل ولوو FMX به عنوان یک کامیون تخصصی معدنی و عمرانی، با سپر فولادی، شاسی تقویت شده و ارتفاع بالاتر از سطح زمین، جایگزین خلفی برای مدلهای قدیمی N10 و N12 در معادن شد.

این غولهای جان سخت نشان دادند که تکنولوژی مدرن میتواند با دوام مکانیکی ترکیب شود و در سختترین شرایط آب و هوایی و جغرافیایی ایران، از گرمای عسلویه تا سرمای آذربایجان، بدون افت عملکرد به کار خود ادامه دهند.
محبوبیت مدلهای FH460 و FH500 به قدری بالا گرفت که داشتن یکی از آنها به معیار سنجش اعتبار شرکتهای حملونقل تبدیل شد. رانندگانی که با یک تریلر یخچالی یا چادری مجهز به این کشندهها کار میکردند، با اطمینان خاطر از سیستمهای ایمنی نظیر ترمز اضطراری و کروز کنترل، هزاران کیلومتر را میپیمودند.
اما این داستان شیرین، پایانی تلخ و ناگهانی داشت؛ با تشدید تحریمهای بینالمللی و مشکلات بانکی، همکاری دیرینه و استراتژیک شرکت ولوو تراکس با شریک ایرانیاش، سایپا دیزل، به حالت تعلیق درآمد و خطوط تولید رفتهرفته خاموش شدند.
توقف عرضه رسمی این محصولات، باعث شد تا قیمت مدلهای موجود به صورت نجومی افزایش یابد و ولوو از یک خودروی کار، به یک کالای سرمایهای گران بها تبدیل شود. اگرچه امروزه نسخههای کارکرده اروپایی همچنان وارد میشوند، اما حسرت روزهایی که این شاهکارهای مهندسی با تیراژ بالا در داخل کشور مونتاژ میشدند، بر دل جادههای ایران باقی ماند.
میراث طلایی وایکینگها برای جادههای ایران
امروز که به پهنه وسیع حملونقل جادهای ایران مینگریم، اگرچه حضور برندهای جدید چینی پررنگ شده و انواع کامیونهای رنگارنگ شرقی جادهها را پر کردهاند، اما جایگاه و ابهت ولوو همچنان دست نیافتنی باقی مانده است.
تاریخچه ولوو در ایران، روایتی از اعتماد متقابل بود؛ اعتمادی که رانندگان ایرانی به کیفیت سوئدی کردند و پاسخی که در قالب میلیونها کیلومتر کارکرد بیدردسر دریافت نمودند. ولووهای قدیمی، از سوسماریهای خسته تا N12های بازسازی شده، هنوز هم در گوشه و کنار این خاک میچرخند و نانآور سفرههایی هستند که به برکت وجود این آهنهای جانسخت پهن شدهاند.
در بازار آشفته فعلی، مدلهای کارکرده ولوو، به خصوص سریهای FH500 و FH460، حکم پول نقد و طلای متحرک را پیدا کردهاند. قیمتهای میلیاردی این خودروها نشان میدهد که بازار ایران هنوز هم اصالت و دوام را به زرقوبرقهای بیکیفیت ترجیح میدهد.

داستان ولوو در ایران، درسی بزرگ برای صنعت ما بود؛ اینکه چگونه تمرکز بر «کیفیت» و «احترام به راننده» میتواند نام یک برند را جاودانه کند. شاید خطوط مونتاژ این محصولات فعلا خاموش باشند، اما غرش موتورهای ولوو در سینه کش جادهها، همچنان زندهترین موسیقی متن حملونقل ایران است. امیدواریم روزی دوباره شاهد بازگشت رسمی و پرقدرت این وایکینگهای محبوب به خانه دوم خود، یعنی جادههای ایران باشیم.
حالا نوبت شماست که فرمان این بحث را در دست بگیرید. آیا تجربه رانندگی با هر یک از این مدلهای افسانهای را داشتهاید؟ صدای سوت توربوی N12 برای شما خاطره انگیزتر است یا سکوت و آرامش کابین FH500؟ در بخش نظرات، خاطرات و تجربیات خود را با ما و دیگر رانندگان پایه یک به اشتراک بگذارید.
این مطلب توسط تیم کارشناسان سایت پایه یک نوشته شده است.
پشت هر مطلب در وبلاگ پایه یک، کار تیمی است؛ خبرنگار میدانی، کارشناس فنی و پژوهشگر محتوا. از مقایسهٔ جزئیات تا راهنمای انتخاب بهترینهای انواع کامیون و کامیونت، راهنمای لوازم و قطعات خودروهای سنگین و... ما به تصمیمهای روزمره سنگین سواران کمک میکنیم. کلیک کنید تا با نویسندگان ما بیشتر آشنا شوید.
در حال حاضر هیچ نظر یا دیدگاهی ثبت نشده است. شما میتوانید اولین نفری باشید که دیدگاه یا نظر خود را برای ما ارسال میکنید.