تاریخچه ایران خودرو دیزل؛ از اولین مونتاژها تا تولید خودروهای تجاری 
ساعت ۵:۱۲ صبح روز ۱۸ آوریل ۱۹۰۶، زمین زیر پای شهر سان فرانسیسکو لرزید و یکی از مهیبترین زلزلههای تاریخ آمریکا را رقم زد. در حالی که ساختمانهای عظیم فرو میریختند و آتش شهر را میبلعید، یک کارگاه کوچک کالسکه سازی که توسط مردی به نام جیکوب گیلیگ اداره میشد، به طرز معجزه آسایی در میان ویرانهها سرپا ماند.
این بقا، نمادی از سرنوشت آینده شرکتی شد که قرار بود با تکیه بر استحکام و کیفیت ساخت، طوفانهای اقتصادی و تغییرات تکنولوژیک قرن بیستم را پشت سر بگذارد و به یکی از ارکان صنعت حمل و نقل تبدیل شود. امروزه گیلیگ (Gillig LLC) دومین تولید کننده بزرگ اتوبوس های ترانزیت در آمریکای شمالی است، اما مسیر رسیدن به این جایگاه اصلا هموار نبود.
در این مقاله از پایه یک، قصد داریم داستان برندی را روایت کنیم که بارها پوست انداخت و استراتژی خود را تغییر داد تا زنده بماند. از ساخت سقفهای متحرک برای خودروهای لوکس کلاسیک تا طراحی اتوبوسهای پیشرفتهای که ستون فقرات حمل و نقل عمومی آمریکا هستند، گیلیگ همیشه یک گام جلوتر از نیاز بازار حرکت کرده است.
سالهای نخستین (۱۸۹۰-۱۹۲۰): عصر کالسکهها و سقفهای متحرک
داستان در سال ۱۸۹۰ آغاز شد، زمانی که جیکوب گیلیگ کارگاه خود را برای ساخت و تعمیر کالسکههای اسبی و واگنهای باری تاسیس کرد. در آن دوران که هنوز موتورهای احتراقی جهان را تسخیر نکرده بودند، کیفیت چوبکاری، رنگ آمیزی و تودوزی صندلیها حرف اول را میزد.
مهارت جیکوب در جزئیات به قدری بالا بود که ثروتمندان سان فرانسیسکو برای سفارش کالسکههای اختصاصی صف میکشیدند و این شهرت، سرمایه اولیه برای ورود به عصر جدید خودروها را فراهم کرد.
با ورود به قرن بیستم و ظهور اتومبیل، گیلیگ به سرعت خود را با شرایط جدید وفق داد. در آن زمان خودروسازان بزرگ اغلب فقط شاسی و موتور را میفروختند و خریداران باید برای ساخت بدنه به کارگاههای جداگانه مراجعه میکردند.
گیلیگ با هوشمندی تمام شروع به ساخت اتاقهای لوکس برای شاسیهای فورد و کادیلاک کرد. اوج خلاقیت آنها در سال ۱۹۱۹ با ثبت اختراع Gillig Top نمایان شد؛ یک سقف سخت متحرک که با سیستمی از پردههای کشویی پنجرهها، خودروهای روباز را در عرض چند ثانیه به کابینی بسته و محفوظ تبدیل میکرد.
اما جاهطلبیهای گیلیگ فراتر از خودروهای لوکس بود. آنها متوجه شدند که کسبوکارهای در حال رشد نیاز به وسایل نقلیه باری برای توزیع کالا در شهر دارند. بنابراین شروع به طراحی و ساخت اتاقهای باری روی شاسیهای فورد مدل T کردند.
این خودروهای تغییر کاربری یافته، در واقع اجداد کامیونت های پخش امروزی بودند که با بدنههای مستحکم ساخت گیلیگ، بارهای سنگین را در خیابانهای ناهموار آن زمان جابجا میکردند و نام این برند را در بخش تجاری نیز مطرح ساختند.

دوران طلایی اتوبوسهای مدرسه (۱۹۳۰-۱۹۷۰)
با فوت جیکوب و روی کار آمدن پسرانش، چستر و لئو، همزمان با رکود بزرگ اقتصادی دهه ۳۰، بازار خودروهای لوکس سقوط کرد. برادران گیلیگ با درکی عمیق از شرایط، استراتژی شرکت را بهکلی تغییر دادند و وارد بازار در حال ظهور اتوبوسهای مدرسه شدند. آنها با معرفی طرحهای نوآورانه، خیلی سریع به پادشاه بلامنازع اتوبوسهای مدرسه در غرب آمریکا، مخصوصا کالیفرنیا تبدیل شدند و استانداردهای ایمنی حمل و تردد دانش آموزان را ارتقا دادند.
شاهکار مهندسی آنها در این دوره، معرفی مدل Transit Coach بود. برخلاف اتوبوسهای مرسوم آن زمان که بدنهای جعبهای روی شاسی کامیون داشتند، مدل ترانزیت گیلیگ دارای طراحی موتور وسط یا موتور عقب بود.
این طراحی باعث میشد دید راننده بسیار بهتر شود و فضای داخلی برای دانش آموزان افزایش یابد. موتورهای استفاده شده در این اتوبوسها اغلب از برندهای مشهوری مثل Hall-Scott بودند که قدرتی معادل کشندههای سنگین تولید میکردند و صدایی دلنشین و قدرتمند داشتند.
این اتوبوسها به دلیل کیفیت ساخت فوقالعاده، عمری طولانی داشتند و گاهی تا ۳۰ یا ۴۰ سال در ناوگان مدارس خدمت میکردند. سیستم تعلیق و محورهای قدرتمند آنها طوری طراحی شده بود که گویی قرار است بار یک تریلی کفی را تحمل کنند، نه وزن دانشآموزان را.
همین استحکام بیش از حد باعث شد تا اتوبوسهای مدرسه گیلیگ به نماد امنیت و اعتماد تبدیل شوند، به طوری که بسیاری از رانندگان قدیمی هنوز هم از مدلهای کلاسیک دهه ۵۰ و ۶۰ این شرکت به عنوان خوشدستترین ماشینهای دوران خود یاد میکنند.
چرخش بزرگ: خداحافظی با مدارس، سلام به حمل و نقل شهری
دهه ۷۰ میلادی برای گیلیگ دوران بیم و امید بود، بازار اتوبوسهای مدرسه که زمانی حیاط خلوت آنها محسوب میشد، حالا پر از رقبای بزرگی شده بود که با تولید انبوه و قیمتهای پایین، حاشیه سود را به حداقل رسانده بودند.
مدیران گیلیگ با یک تصمیم جسورانه و تاریخی، تصمیم گرفتند میراث چند ده ساله خود در مدارس را رها کنند و وارد اقیانوس قرمز و ناشناخته اتوبوسهای ترانزیت شهری شوند؛ جایی که غولهایی مثل جنرال موتورز و فلکسیبل (Flxible) حکمرانی میکردند.
گیلیگ برای ورود به این عرصه، ابتدا استراتژی همکاری را پیش گرفت و با شرکت آلمانی نئوپلن (Neoplan) وارد شراکت شد تا مدلهای کوچک شهری را تولید کند. این همکاری کوتاه مدت اما حیاتی، درسهای بزرگی از مهندسی دقیق اروپایی به آمریکاییها آموخت.
آنها یاد گرفتند که چگونه شاسی و بدنهای بسازند که بتواند فشار مداوم توقف و حرکتهای مکرر در ترافیک شهری را تحمل کند؛ فشاری که حتی از استهلاک یک کامیون باری در جادههای برون شهری نیز بیشتر است.

اما نقطه اوج این دوران در سال ۱۹۸۰ و با معرفی مدل افسانهای فانتوم (Phantom) رقم خورد. فانتوم یک اتوبوس کف بالا (High Floor) با بدنهای جعبهای و بینهایت مستحکم بود که به سرعت قلب مدیران ناوگان شهری را ربود. طراحی ساده، قطعات در دسترس و بدنهای که گویی از فولاد ضد زنگ تراشیده شده بود، فانتوم را به جانسختترین اتوبوس تاریخ آمریکا تبدیل کرد. این مدل چنان موفق بود که تولید آن تا سال ۲۰۰۸ یعنی نزدیک به سه دهه ادامه یافت.
موفقیت فانتوم در استفاده از پلتفرم و قطعات مشترک با صنعت سنگین بود. گیلیگ در این مدل از اکسلهای سنگین و سیستمهای تعلیق بادی استفاده کرد که پیش از این امتحان خود را زیر شاسیهای تریلر کفی و کمرشکن پس داده بودند. این رویکرد باعث شد تعمیرکارانی که به تعمیر خودروهای سنگین عادت داشتند، به راحتی بتوانند این اتوبوسها را سرویس کنند و هزینههای نگهداری برای شهرداریها بهشدت کاهش یابد.
عصر مدرن: انقلاب کف پایین و سلطه بر بازار
با نزدیک شدن به هزاره جدید، قوانین حملونقل آمریکا تغییر کرد و قانون حمایت از معلولین (ADA) خودروسازان را ملزم کرد تا دسترسی ویلچر به اتوبوسها را تسهیل کنند. اتوبوسهای قدیمی که چند پله داشتند دیگر کارآمد نبودند. گیلیگ با درک این نیاز، در سال ۱۹۹۶ مدل انقلابی Low Floor را معرفی کرد. حذف پلهها و پایین آوردن شاسی، چالشی مهندسی بود که نیازمند بازطراحی کامل سیستم تعلیق و جانمایی موتور بود.
گیلیگ برخلاف رقبا که به سمت طرحهای پیچیده فضایی و کامپوزیتی رفتند، به فلسفه همیشگی خود یعنی سادگی و کارایی پایبند ماند. آنها اتوبوسی ساختند که اگرچه مدرن و کف پایین بود، اما همچنان از بدنه فولادی جوشکاری شده و اتصالات پیچی قابل اطمینان بهره میبرد. این طراحی باعث شد تا بدنه در تصادفات شهری به جای شکستن و خرد شدن (مانند فایبرگلاس)، مثل بدنه فلزی یک کامیونت مستحکم مقاومت کند و قابل تعمیر باشد.
مدل Low Floor به قدری منعطف طراحی شده بود که میتوانست طیف وسیعی از موتورها و گیربکسها را در خود جای دهد. از موتورهای دیزلی کامینز (Cummins) که قلب تپنده بسیاری از کشندههای آمریکایی هستند تا گیربکسهای اتوماتیک آلیسون، همه روی این شاسی سوار میشدند. این انعطافپذیری باعث شد گیلیگ به مرور زمان رقبا را کنار بزند و سهم بازار خود را از ۳۰ درصد فراتر ببرد و به استاندارد طلایی حملونقل عمومی در ایالات متحده تبدیل شود.
پیشگامی در فناوری سبز: از هیبرید تا الکتریک
با افزایش نگرانیهای زیست محیطی، گیلیگ بار دیگر پیشگام تغییر شد. آنها ابتدا به سراغ فناوریهای هیبریدی دیزلی رفتند و سیستمهای پیشرانهای را توسعه دادند که مصرف سوخت را در ترافیکهای سنگین تا حد زیادی کاهش میداد. همچنین مدلهای گازسوز (CNG) گیلیگ با مخازن کامپوزیتی روی سقف، راهکاری ایمن برای شهرهایی بودند که میخواستند از شر دود سیاه دیزل خلاص شوند اما هنوز به زیرساخت برقی مجهز نبودند.
اما جدیدترین فصل تاریخ گیلیگ، ورود مقتدرانه به دنیای خودروهای الکتریکی است. اتوبوس Gillig Battery Electric که با همکاری شرکت کامینز ساخته شده، ترکیبی از همان شاسی فولادی معروف با پیشرفتهترین باتریهای لیتیوم یون است. این اتوبوسها با گشتاور آنی و حرکتی بیصدا، تجربهای کاملا متفاوت از سفرهای درون شهری را ارائه میدهند.
نکته جالب در استراتژی برقی گیلیگ، اشتراکات فنی با نسل جدید کامیون های برقی است. سیستمهای مدیریت حرارتی باتری و موتورهای الکتریکی استفاده شده، دقیقا از همان تکنولوژیهایی بهره میبرند که قرار است در آینده نزدیک تریلر های ترانزیت را در جادهها به حرکت درآورند. گیلیگ با این کار باز هم به مشتریانش اطمینان داده که حتی در عصر الکتریکی نیز، مشکل کمبود قطعه و پیچیدگیهای ناشناخته نخواهند داشت.

جمعبندی و نتیجهگیری
از کارگاه کوچک جیکوب گیلیگ که کالسکههای چوبی میساخت تا کارخانه عظیم امروزی در لیورمور کالیفرنیا که اتوبوسهای هوشمند برقی تولید میکند، گیلیگ همواره یک اصل را حفظ کرده است: کیفیت فدای کمیت نمیشود.
این شرکت در طول تاریخ صد ساله خود بارها ثابت کرده که راز ماندگاری، نه در تولید ارزانترین محصول، بلکه در ساخت محصولی است که بتواند سختترین شرایط کاری را تحمل کند و سالها پس از پایان گارانتی، همچنان در خیابانها خدمترسانی کند.
این مطلب توسط تیم کارشناسان سایت پایه یک نوشته شده است.
پشت هر مطلب در وبلاگ پایه یک، کار تیمی است؛ خبرنگار میدانی، کارشناس فنی و پژوهشگر محتوا. از مقایسهٔ جزئیات تا راهنمای انتخاب بهترینهای انواع کامیون و کامیونت، راهنمای لوازم و قطعات خودروهای سنگین و... ما به تصمیمهای روزمره سنگین سواران کمک میکنیم. کلیک کنید تا با نویسندگان ما بیشتر آشنا شوید.
در حال حاضر هیچ نظر یا دیدگاهی ثبت نشده است. شما میتوانید اولین نفری باشید که دیدگاه یا نظر خود را برای ما ارسال میکنید.