چک لیست ایمنی پیش از ورود به مناطق کویری و بیابانی 
تصور کنید با یک بار سنگین در حال بالا رفتن از یک گردنه تند هستید؛ موتور با قدرت کار میکند و توربو سوت میکشد، اما ناگهان چراغ چک (Check Engine) روشن میشود و همزمان قدرت موتور بهطور محسوسی افت میکند.
پدال گاز دیگر واکنشی نشان نمیدهد و ماشین وارد حالت اضطراری یا همان Limp Mode میشود. اولین فکری که به ذهن هر رانندهای میرسد این است که دوباره فیلتر DPF کیپ شد و چند ده میلیون تومان هزینه تراشیده شده است. اما صبر کنید؛ تجربه نشان داده که در بسیاری از موارد، خودِ فیلتر دوده سالم است و مقصر اصلی، قطعهای کوچک اما حیاتی به نام سنسور اختلاف فشار است که گزارشهای غلط به کامپیوتر خودرو میدهد.
در این مقاله از پایه یک، قصد داریم به جای تعویضهای پرهزینه و کورکورانه، روش صحیح عیبیابی این سیستم را یاد بگیریم. بسیاری از خطاهای مربوط به سیستم آلایندگی، نه به خاطر خرابی قطعات اصلی، بلکه به دلیل گرفتگیهای ساده در شلنگهای نمونه برداری یا کثیفی سنسور رخ میدهند. دانستن نحوه بازرسی و سرویس این قطعه، مهارتی است که میتواند شما را از توقفهای طولانی در تعمیرگاه و پرداخت فاکتورهای سنگین نجات دهد.
سنسور اختلاف فشار چیست و چرا گاهی دروغ میگوید؟
سنسور اختلاف فشار (Differential Pressure Sensor) یا همان سنسور دلتا پی، در واقع چشم و گوش کامپیوتر مرکزی (ECU) در سیستم اگزوز است. وظیفه این سنسور بسیار ساده است: فشار دود را در دو نقطه اندازهگیری میکند؛ یکی قبل از ورود به فیلتر DPF و دیگری بعد از خروج از آن.
سپس این دو عدد را از هم کم میکند تا بفهمد چقدر دود داخل فیلتر گیر کرده است. اگر فیلتر خالی و تمیز باشد، دود به راحتی عبور میکند و اختلاف فشار نزدیک به صفر است. اما اگر فیلتر پر از دوده باشد، فشار پشت آن بالا میرود و اختلاف فشار زیاد میشود. در این حالت، سنسور به ECU دستور میدهد که عملیات ریجن یا سوزاندن دوده را آغاز کند.
اما مشکل زمانی پیش میآید که این پیامرسان شروع به دروغ گفتن میکند. سنسور اختلاف فشار معمولا روی شاسی یا بدنه گیربکس نصب شده و توسط دو لوله باریک (فلزی یا شلنگ سیلیکونی) به اگزوز متصل است. این لولهها وظیفه دارند نمونهای از فشار دود را به سنسور برسانند. در یک کامیون که هزاران کیلومتر کار کرده، دوده و بخارات اگزوز وارد این لولههای باریک شده و آرامآرام رسوب میکنند. وقتی این لولهها کیپ شوند، فشاری که به سنسور میرسد واقعی نیست.

به عنوان مثال، اگر لوله ورودی (فشار بالا) مسدود شود، سنسور فکر میکند فشار دود کم است و به اشتباه اعلام میکند که فیلتر تمیز است. نتیجه؟ ECU عملیات بازسازی را انجام نمیدهد و فیلتر DPF واقعا کیپ میشود و موتور خفه میکند.
برعکس، اگر لوله خروجی مسدود شود یا خود سنسور به دلیل رطوبت و یخزدگی در زمستان قاطی کند، ممکن است گزارش دهد که فیلتر کاملا کیپ شده است (در حالی که تمیز است) و بیجهت چراغ چک را روشن کند و سوخت اضافی برای ریجنهای بیفایده تزریق کند. بنابراین، در ۹۰ درصد مواقعی که خطای جریان هوا یا اختلاف فشار نامعتبر میبینید، مشکل از گرفتگی همین لولههای رابط است، نه خرابی فیلتر گران قیمت.
علائم خرابی سنسور در برابر گرفتگی واقعی فیلتر
تشخیص تفاوت بین خرابی سنسور و گرفتگی واقعی فیلتر مهمترین مهارتی است که یک راننده یا مکانیک باید داشته باشد. وقتی فیلتر DPF واقعا کیپ شده باشد، خودرو به معنای واقعی کلمه نفس ندارد؛ یعنی دود خروجی راه فرار ندارد و موتور زیر بار خفه میکند، دمای اگزوز به شدت بالا میرود و ممکن است بوی نامطبوع و حرارت غیر عادی از سمت اگزوز حس شود.
اما در خرابی سنسور، داستان کمی متفاوت است. گاهی اوقات ماشین خوب کار میکند و کشش موتور عادی است، اما چراغ چک روشن شده و کد خطای سیستم اگزوز میدهد. این یعنی مسیر باز است، اما سنسور در حال ارسال سیگنال غلط به کامپیوتر است.
یکی از رایجترین نشانههای خرابی برقی سنسور، کدهای خطای مربوط به ولتاژ است (مانند Voltage High یا Voltage Low). این کدها میگویند که مشکل از سیمکشی، سوکت یا برد الکترونیکی خود سنسور است و هیچ ربطی به دوده داخل فیلتر ندارد.
همچنین خطای غیر منطقی بودن (Plausibility Error) نیز بسیار شایع است؛ مثلا وقتی موتور خاموش است و سوئیچ باز است، سنسور باید عدد صفر را نشان دهد. اگر در دیاگ ببینید که با موتور خاموش، سنسور دارد فشار نشان میدهد، یعنی کالیبراسیون آن به هم ریخته یا خراب شده است.
خرابی این سنسور تاثیر مستقیمی بر جیب شما دارد، اگر سنسور عدد پایینتر از واقعیت را گزارش دهد، عملیات پاکسازی (Regeneration) انجام نمیشود و فیلتر واقعا نابود میشود. اگر عدد بالاتر را گزارش دهد، ECU مدام گازوئیل اضافی به داخل اگزوز میپاشد تا فیلتر تمیز را تمیز کند. این کار نه تنها مصرف سوخت کامیون شما را به شدت بالا میبرد، بلکه باعث رقیق شدن روغن موتور (به خاطر نفوذ گازوئیل) و آسیب جدی به یاتاقانها میشود.
گام اول سرویس؛ بازرسی چشمی شلنگها و اتصالات
قبل از اینکه سنسور را باز کنید یا دستگاه دیاگ بزنید، کاپوت را بالا بزنید (یا زیر اتاق بروید) و یک بازرسی چشمی دقیق انجام دهید. سنسور اختلاف فشار معمولا یک قطعه پلاستیکی کوچک سیاه رنگ است که دو شلنگ به آن متصل شده است. این شلنگها حلقه گمشده بسیاری از عیبیابیها هستند. در بسیاری از موارد، حرارت بسیار زیاد اگزوز باعث خشک شدن، ترک خوردن یا حتی ذوب شدن شلنگهای سیلیکونی متصل به سنسور میشود.
در خودروهای سنگین، مخصوصا در یک کامیون که در جادههای خاکی و شرایط سخت کار میکند، لرزشهای مداوم میتواند باعث شل شدن بستهای فلزی این شلنگها شود. اگر شلنگ نشتی داشته باشد، فشار دود قبل از رسیدن به سنسور فرار میکند و سنسور عدد غلط میخواند.

با دقت تمام مسیر شلنگ را از روی سنسور تا روی لوله اگزوز دنبال کنید. به دنبال آثار دوده سیاه در اطراف اتصالات بگردید؛ وجود دوده در بیرون شلنگ یعنی نشتی وجود دارد و باید شلنگ تعویض شود. همچنین مراقب حیوانات موذی باشید، در فصل سرما، جوندگان به دلیل گرمای موتور به زیر اتاق پناه میبرند و علاقه عجیبی به جویدن سیمهای برق و شلنگهای سیلیکونی سنسورها دارند.
سیمکشی متصل به سوکت سنسور را چک کنید که زدگی یا قطعی نداشته باشد، گاهی اوقات یک پارگی ریز در سیم سیگنال که با چشم به سختی دیده میشود، باعث میشود راننده ماهها درگیر خطاهای عجیب و غریب باشد و مکانیکهای مختلف دستور تعویض کل مجموعه DPF را بدهند، در حالی که با یک تکه چسب برق یا لحیمکاری مشکل حل میشد.
گام دوم؛ تمیزکاری مجراهای نمونهبرداری
پس از اینکه مطمئن شدید شلنگها پارگی ندارند، نوبت به تست گرفتگی میرسد. شلنگها را از سمت سنسور (نه از سمت اگزوز) جدا کنید. حالا باید مطمئن شوید که مسیر تا اگزوز باز است. سادهترین راه برای تست اولیه در شرایط جادهای، دمیدن (فوت کردن) داخل شلنگ است؛ اگر هوا به راحتی عبور کرد، مسیر باز است.
اما اگر مقاومت حس کردید، یعنی دوده مسیر را مسدود کرده است. در تعمیرگاه، مکانیکها معمولا از باد پرفشار برای باز کردن مسیر استفاده میکنند. نکته طلایی اینجاست: همیشه باد را از سمت سنسور به سمت اگزوز بگیرید، نه برعکس.
اگر گرفتگی شدید باشد و باد اثر نکند، باید لولههای فلزی را کاملا از روی موتور باز کنید. دوده و کربن ناشی از احتراق گازوئیل، گاهی اوقات مثل سنگ سفت میشوند و نیاز به حلالهای شیمیایی یا استفاده از یک سیم مفتول نرم و منعطف برای باز کردن دارند.

در بسیاری از موارد که کامیون خطای جریان پایین (Low Flow) میدهد، علت اصلی کیپ شدن سوراخهای ریزی است که روی بدنه اگزوز تعبیه شده و لوله به آن پیچ میشود. با یک مته دستی یا مفتول، این سوراخها را تمیز کنید.
هشدار بسیار مهم: هرگز و تحت هیچ شرایطی، باد کمپرسور یا اسپری انژکتورشور را مستقیما به داخل سوراخهای خودِ سنسور نگیرید. داخل این قطعه پلاستیکی، یک پرده دیافراگم بسیار ظریف و حساس وجود دارد که با فشار باد پاره میشود. اگر این دیافراگم پاره شود، سنسور بلافاصله میسوزد و راهی جز خرید یک قطعه نو نخواهید داشت. تمیزکاری فقط مخصوص لولهها و شلنگهای رابط است، نه خود سنسور.
تست برق و کالیبراسیون نهایی
اگر لولهها باز بودند و شلنگها سالم، احتمالا مشکل از خود سنسور یا سیمکشی است. با یک مولتیمتر ساده، سوکت ورودی را چک کنید. معمولا یکی از پایهها باید برق ۵ ولت (Reference Voltage) داشته باشد. اگر برق به سنسور نمیرسد، مشکل در سیمکشی شاسی است.
اگر برق میرسد اما اعداد دیاگ ثابت ماندهاند، سنسور سوخته و باید تعویض شود. اما کار اینجا تمام نمیشود؛ مهمترین مرحله که بسیاری از رانندگان کامیونت و حتی برخی مکانیکها فراموش میکنند، مرحله معرفی یا ریست کردن است.
کامپیوتر خودرو (ECU) حافظهای دارد که مقادیر قبلی سنسور را در آن ذخیره میکند. وقتی شما سنسور را تمیز یا تعویض میکنید، ECU هنوز بر اساس اطلاعات غلط قبلی کار میکند و فکر میکند فیلتر کیپ است. بنابراین، حتما باید بعد از سرویس، با استفاده از دستگاه دیاگ وارد منوی تنظیمات شوید و گزینه «Reset DPF Pressure Sensor» یا «Adaptation» را بزنید. با این کار، مقدار مبنای سنسور صفر میشود و ECU میفهمد که با قطعهای سالم طرف است.

بدون انجام این مرحله نرمافزاری، حتی اگر بهترین سنسور دنیا را هم روی تریلر خود ببندید، باز هم ممکن است چراغ چک خاموش نشود یا ماشین همچنان در حالت Limp Mode باقی بماند. پس سرویس مکانیکی را حتما با یک ریست نرمافزاری تکمیل کنید تا پرونده این خطا برای همیشه بسته شود.
جمعبندی و سخن آخر
سیستمهای آلایندگی مدرن، اگرچه پیچیده به نظر میرسند، اما اغلب از اصول سادهای پیروی میکنند. همانطور که در این مقاله آموختیم، روشن شدن چراغ چک یا اخطار DPF همیشه به معنای فاجعه و هزینههای چند ده میلیونی نیست.
گاهی اوقات یک سنسور کوچک و ارزان قیمت یا حتی یک شلنگ پلاستیکی پاره شده، میتواند عملکرد یک کامیون چند میلیاردی را مختل کند و راننده را تا مرز کلافگی پیش ببرد. تفاوت بین یک راننده حرفهای و آماتور در همین نکته است: عیبیابی اصولی قبل از تعویض قطعه.
بسیاری از رانندگان به محض مواجهه با این مشکلات، به توصیه افراد غیر متخصص تصمیم به حذف فیزیکی یا نرمافزاری DPF میگیرند. این کار شاید در کوتاه مدت مشکل را حل کند، اما در دراز مدت باعث دوده زدن شدید، جریمههای سنگین زیست محیطی و افت قیمت شدید خودرو هنگام فروش میشود.
نگهداری صحیح از سنسور اختلاف فشار و تمیز نگه داشتن لولههای رابط، راهکاری بسیار کمهزینهتر و اصولیتر است که سلامت موتور و سیستم توربوشارژ شما را تضمین میکند. به یاد داشته باشید که این سنسورها قطعات مصرفی هستند و عمر ابدی ندارند.
پیشنهاد میکنیم در هر بار سرویس دورهای روغن و فیلترها، نگاهی هم به وضعیت شلنگهای این سنسور بیندازید، بهویژه اگر مالک کامیونت هستید و بیشتر در مسیرهای شهری و پرترافیک رانندگی میکنید، چرا که گرفتگی در این نوع کاربری شایعتر است. همچنین برای رانندگان تریلر که سفرهای طولانی دارند، همراه داشتن یک سنسور یدک در جعبه ابزار، میتواند نجات بخش باشد.
آیا تا به حال پیش آمده که به خاطر یک شلنگ پاره یا سنسور خراب، هزینههای سنگینی برای شستشو یا تعویض فیلتر DPF پرداخت کرده باشید؟ یا شاید ترفند خاصی برای تمیز کردن این لولهها دارید؟ نظرات و سوالات فنی خود را در پایین همین صفحه بنویسید تا کارشناسان ما و سایر همکاران به آن پاسخ دهند.
این مطلب توسط تیم کارشناسان سایت پایه یک نوشته شده است.
پشت هر مطلب در وبلاگ پایه یک، کار تیمی است؛ خبرنگار میدانی، کارشناس فنی و پژوهشگر محتوا. از مقایسهٔ جزئیات تا راهنمای انتخاب بهترینهای انواع کامیون و کامیونت، راهنمای لوازم و قطعات خودروهای سنگین و... ما به تصمیمهای روزمره سنگین سواران کمک میکنیم. کلیک کنید تا با نویسندگان ما بیشتر آشنا شوید.
در حال حاضر هیچ نظر یا دیدگاهی ثبت نشده است. شما میتوانید اولین نفری باشید که دیدگاه یا نظر خود را برای ما ارسال میکنید.